ماه شب مهتاب نوشته بانو تا قبل از عيد کار موقت پيدا کرده، من ولي هنوز سر در گمم. عجيب است، نميتوانم مثل سال قبل به اشاره انگشتي تصميم بگيرم، راستش ميترسم، حالا از چي؟ خودم هم نميدانم.
تصميم نگرفته ام هنوز، يعني اصلا نميخواهم تصميم بگيرم، شديدا سپرده ام به خدايم، تا چه شود.
خدايم! اين بار بيا و جدي جدي جاي من تصميم بگير، خوب و بدش را من نميدانم.
باز از ساعت 5 صبح امروز مريض بودم، رو به بهبودم خدا را شکر.
ماه شب مهتابم! خوشحالم که خوشحالي!!!
تصميم نگرفته ام هنوز، يعني اصلا نميخواهم تصميم بگيرم، شديدا سپرده ام به خدايم، تا چه شود.
خدايم! اين بار بيا و جدي جدي جاي من تصميم بگير، خوب و بدش را من نميدانم.
باز از ساعت 5 صبح امروز مريض بودم، رو به بهبودم خدا را شکر.
ماه شب مهتابم! خوشحالم که خوشحالي!!!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر