۲ فروردین ۱۳۸۷

بوی عید امسال

من در ایوانم
رعنا سر حوض
رخت میشوید رعنا
.
مادرم صبحی میگفت
موسم دلگیری ست
من به او گفتم:
زندگانی سیبی ست
گاز باید زد با پوست!
.
عیدمان مبارک!

۱ نظر:

نان و شراب گفت...

عيدت مبارك باز هم ... باز هم ... و باز هم


لي لي