۱۴ دی ۱۳۸۶

حرف اول

فکر ميکنم فروغ فرخزاد است که گفته «سکوت چيست بجز حرفهاي ناگفته؟»
از همين حالا ميگويم براي گوشي که نه -که گوشي هنوز يافت نشده که سکوت را بشنود- براي خودم ميآيم اينجا بنويسم گاهي که خودم باشم -همين خودِ خودم- خوب يا بد، که حرفهاي نگفته ام -آنچه توي سکوتم ميشنوم را- خوب يا بد، به ثبت برسانم توي عصر دنياي مجازي که شايد به قول ماه شب مهتاب يادم نرود آنچه که بودم، کسي چه ميداند، شايد هم يادم برود، اما بهر حال چه فرقي ميکند سکوتم را مينويسم براي امروز، همين امروزِ هر روز!
تا يادم نرفته بگويم امروز بالاخره بعد از پاييز بي باران شيراز 86 و بعد از باران بار اول شب يلدا، بار سوم است که هواي جمعه 14 دي ماه باراني ست و وقتي هوا باراني باشد من توي سکوتم خيلي حرف ناگفته ميزنم، آن هم حرفهايي که خيلي آرامند يا حداقل آرامم ميکنند.
کاش هر روز خدا باراني بود، نه براي حرف زدن، براي سکوتم و براي آرامش.

هیچ نظری موجود نیست: